عضویت در خبرنامه

سیستم پکیج همکاران

تبدیل تاریخ

هتل ها

معرفی ایران

استان گیلان

استان گیلان

استان همدان

استان همدان

استان خراسان شمالی

استان خراسان شمالی

استان مرکزی

استان مرکزی

استان خوزستان

استان خوزستان

استان قزوین

استان قزوین

استان گیلان

استان گیلان

قبل از مهاجرت اقوام آریائی به ایران صفحات شمالی ایران ، یعنی نواحی جنوب دریای مازندران ، مسکن اقوامی مانند کادوسیان ، آماردها کاسپیان و تپوریها و ... بود . قدیمی ترین سندی که از قوم کاسی ها یاد می کند مربوط به سده 24 قبل از میلاد و متعلق به (پوزوراین شوشیناک) است هرودوت مورخ یونانی این قسمت را حاکم نشین پانزدهم بر شمرده که ساس ها و کاسپی های ساکن آن دویست تالان خراج به داریوش می پرداختند . استرابن که در 40 ق . م تا 40 میلادی می زیست اقوام گلامی ، کادوس ، ماردی و بعضی قبائل گرگانی را ساکنان نواحی شمال کوه البرز دانسته اند . در گذر زمان اعراب کادوسیان را طیلسان خواندند . بعدها این نام نیز تغیر یافت و امروزه آنها را تالش یا تالشیان می نامند . (پلوتارک) مورخ یونانی درباره جنگ کادوسیان با اردشیر ساسانی در 384 میلادی سخن گفته است . پیرنیا با توجه به نوشته های کتزیاس درباره کادوس ها می گوید مادها ابتدا گیلان و حوالی آن را در اختیار داشتند ولی در اواخر دوره مادها به سبب پاره ای اختلافات آن را از دست دادند چنانکه در اواخر عصر هخامنشی نیز کادوسی ها به صورت نیمه مستقل می زیستند نزاع میان مادها و کادوسیان از وقایع مهم اواخر حکومت مادها است . موقعيت جغرافيايي استان‌ گيلان‌ با پهنه‌اي‌ به‌ مساحت‌ 14711 كيلومتر مربع‌ در ميان‌ رشته‌ كوه‌هاي‌ البرز و تالش‌ در ساحل‌ درياي‌ خزر و شمال‌ ايران‌ قرار گرفته‌ است ‌. براساس‌ آخرين‌ تقسيمات‌ سياسي‌ و اداري‌ سال‌ 1375 ، شهرستان‌هاي‌ استان‌ گيلان‌ عبارتند از : آستارا ، آستانه‌ اشرفيه ‌، بندر انزلي ‌، رشت‌ ، رودبار ، رودسر ، شفت‌ ، صومعه‌ سرا ، طالش ‌، فومن ‌، لاهيجان‌ و لنگرود . شهر رشت‌ مركز استان‌ گيلان‌ است‌ . استان‌ گيلان‌ با استان‌هاي ‌اردبيل‌ در غرب‌ ، مازندران‌ در شرق ‌، زنجان‌ در جنوب‌ و كشور تازه‌ استقلال‌ يافته‌ آذربايجان‌ و درياي‌ خزر در شمال‌ هم‌ مرز و همسايه‌ است ‌. جمعیت استان اين‌ استان‌ در سال‌ 1375 ، حدود 2241896 نفر جمعيّت‌ داشته‌ است‌ كه‌ 83/۴۶ درصد آن‌ در نقاط‌ شهري‌ و 15/53 درصد بقيه‌ در نقاط‌ روستايي‌ سكونت‌ داشته‌اند . ناهمواري‌هاي‌ استان‌ از غرب‌ به‌ شرق‌ شامل ‌: طالش‌ ، ماسوله‌ و پشته‌ كوه‌ و رشته‌ كوه‌ البرز است‌ كه‌ از سه‌ بخش‌ غربي‌ ، مركزي‌ و شرقي‌ تشكيل‌ شده‌ است ‌. البرز غربي ‌مانند حصاري‌ استان‌ گيلان‌ را در بر گرفته‌ است‌ و بلندترين‌ قله‌ آن‌ در گيلان‌ فك‌ يا دلفك‌ (آشيانه‌ عقاب‌) نام‌ دارد . جلگه‌هاي‌ استان‌ گيلان‌ در ميان‌ دريا و كوهستان‌ تا ارتفاع‌ يكصد متري‌ سطح‌ دريا گسترش‌ يافته‌اند كه‌ به‌ سه ‌قسمت‌ عمده‌ تالش ‌، گيلان‌ غرب‌ و گيلان‌ شرق‌ تقسيم‌ مي‌شوند . تاريخ‌ گيلان تا شش‌ قرن‌ پيش‌ از ميلاد ، يعني‌ تا زماني‌ كه‌ تاريخ‌ نگاران‌ يونان ‌، گوشه‌هايي‌ از تاريخ‌ ايران‌ را روشن‌ كرده‌اند ، تاريك‌ و مبهم‌ است‌ و تنها با تكيه‌ بر پاره‌اي‌ كاوش‌هاي‌ باستان‌ شناختي‌ مي‌توان ‌گوشه‌هايي‌ از آن‌ را روشن‌ كرد .آثار به‌ دست‌ آمده‌ از سرزمين‌هاي‌ سواحل‌ جنوب‌ درياي‌ خزر به‌ دوره ‌پيش‌ از آخرين‌ يخ‌بندان‌ (بين‌ 50 تا 150 هزار سال‌ پيش‌) تعلّق‌ دارند . پيشينه‌ تمدن‌ گيلان‌ به‌ چند هزار سال‌ پيش‌ از ميلاد مسيح‌ مي‌رسد . در آن‌ دوره‌ «كاسي‌»ها براي‌ دستيابي‌ به‌ زمين‌هاي‌ بهتر به‌ نواحي‌ ديگر مهاجرت‌ كردند . در همين‌ زمان‌ ، گروهي‌ از قوم‌هاي‌ مهاجر از‌ جمله‌ آريايي‌ها به‌ علّت‌ تغيير آب‌ و هوا و افزايش‌ سرماي‌ قطبي‌ به‌ اين‌ منطقه‌ كوچ‌ كردند و از آميزش‌ مهاجران‌ و ساكنان‌ بومي‌ منطقه ‌، چندين‌ قوم‌ جديد تشكيل‌ شد كه‌ در اين‌ ميان‌ دو قوم‌ «گيل‌» و «ديلم‌» اكثريت‌ داشته‌اند . در سده‌ ششم‌ پيش‌ از ميلاد ، گيلانيان‌ با كوروش‌ هخامنشي‌ متفق‌ شدند و دولت‌ ماد را سرنگون‌ كردند . زمانيكه‌ سلسله‌ هخامنشي‌ سرنگون‌ شد ، كشور به‌ تصرف‌ اسكندر و سپس‌ سلوكي‌ها در آمد . در زمان‌ سلوكيان‌ ، فرمانروايان‌ محلي‌ گيلان ‌، با استقلال‌ كامل‌ حكومت‌ مي‌كردند . در زمان‌ ساسانيان‌ ، گيلان‌ تا اندازه‌اي‌ استقلال‌ خود را از دست‌ داد . در زمان‌ خلفاي‌ عباسي ‌، علويان‌ در كوهستان‌هاي‌ ديلم‌ زندگي‌ مي‌كردند و مي‌كوشيدند دست‌ خلفاي‌ عباسي‌ را از ديگر نقاط‌ ايران‌ كوتاه‌ كنند . چنين‌ بود كه‌ بناي‌ اتحاد ديلميان‌ و علويان‌ پي‌ريزي‌ شد . در حدود سال‌ 290 هجري‌ قمري ‌، مردم‌ گيلان‌ و ديلم‌ به‌ مذهب‌ شيعه‌ روي ‌آوردند . از همين‌ دوره‌ در تاريخ‌ ايران‌ سلسله‌هايي‌ با منشاء گيلاني‌ و ديلمي‌ پديد آمدند . يكي‌ از مهمترين‌ اين ‌سلسله‌ها «آل‌ بويه‌» بود . در قرن‌ هشتم‌ هجري‌ «اولجايتو» مغول‌ موفق‌ شد به‌ طور موقت‌ بر اين‌ سرزمين‌ پيروز شود . گيلانيان‌ در روي‌ كار آمدن‌ خاندان‌ صفوي‌ نقش‌ مهمي‌ ايفا كردند ولي‌ در زمان‌ سلطنت‌ شاه ‌عباس‌ اوّل ‌، گيلان‌ استقلال‌ خود را از دست‌ داد . در سال‌ 1071 هجري‌ قمري‌ شماري‌ از قزاقان‌ روس‌ به‌ قصد غارت‌ به‌ گيلان‌ هجوم ‌برده‌ و دست‌ به‌ چپاول‌ زدند . نادر شاه‌ به‌ علّت‌ علاقه‌ زياد به‌ افزايش‌ قدرت‌ نيروي‌ دريايي ‌، گيلان‌ را مورد توجه‌ جدي‌ قرار داد . گيلك‌ها در پيروزي‌ انقلاب‌ مشروطه‌ نيز سهي‌ عمده‌ داشتند و آنان‌ در سال‌ 1287 ه.ق‌ پس‌ از دو روز پيكار عليه‌ قزاقان‌ محّمد عليشاه ‌، تهران‌ را فتح‌ كردند . نقش‌ مردم‌ گيلان‌ در نهضت‌ مشروطه‌ و جنبش‌ ميرزا كوچك‌ خان‌جنگلي‌ از نمونه‌هاي‌ درخشان‌ تاريخ‌ اين‌ خطه‌ است ‌. استان‌ گيلان‌ از نظر فرهنگي‌ نيز يكي‌ از مناطق‌ ويژه‌ ايران‌ است‌ كه‌ مجموعه‌اي‌ از سنن‌ ديرين‌ و باستاني‌ را پديد آورده‌ است‌ . زبان‌ مردم‌ گيلان‌ نيز تحت‌ تأثير تنوع‌ قومي ‌، گويش‌هاي‌ گوناگون‌ دارد كه‌ مهّم‌ترين‌ آن‌ها گيلكي‌ ، تالشي‌ و ديلمي‌ است ‌. درباره نژاد اقوام ساکن گیلان قبل از ورود آریائی ها نظریه های مختلفی وجود دارد . اغلب پژوهشگران از جمله (هنری فیلد) بر آنند که سومری ها مظاهر تمدن خود را از ناحیه جنوب شرقی دریای مازندران که در آنجا گنجینه ای از اشکال و سفال سومری کشف شده با خود به جلگه بین النهرین آورده اند . در پهلوان نامه گیل گمش از قول پروفسور آمده است : این گونه می توان گفت که ریشه نژادی سومریان با آریائی های کوهپایه نشین کوهستان های خاوری همگن باشد و افسانه های کهن این مردم نیز اشاره به کوچ آنان از فرازهای سخت به سوی آبرفت های زندگی بخش بین النهرین می کند زبان گویش گیلکی وابسته به زبانهای آریائی است که قرنها و هزاره ها در برابر نفوذ فرهنگ اقوام بیگانه موجودیت خود را حفظ کرده است . گویش گیلکی خود به دو شاخه کلی گیلکی رشتی و لاهیجانی تقسیم می شود . شاید بتوان رودخانه سفید رود را مرز مشخص کننده محدوده های این دو گویش محسوب کرد . مردم گیلان در آغاز به خدایان متعدد اعتقاد داشتند و در زمان ساسانیان بیشتر مردم گیلان زرتشتی شدند . در روزگار قباد گروهی از گیلانیان به این ایین گرویدند . جنگهای خونینی بین دیلمیان و اعراب باعث شد تا مردم گیلان کم کم با اعتقادات اعراب آشنا شوند و به دین اسلام بگروند . اقليم‌ سرزمين‌ گيلان به‌ آب‌ و هواي‌ معتدل‌ خزري‌ معروف‌ است‌ . كوهستان‌ تالش‌ با جهت‌ شمالي ‌، جنوبي‌ و كوهستان‌ البرز با امتداد غربي‌ - شرقي‌ ، مانند سدي‌ از عبور بخار آب‌ درياي‌ خزر‌ و بادهاي ‌مرطوب‌ شمال‌ غربي‌ به‌ داخل‌ ايران‌ جلوگيري‌ مي‌كند و به‌ علّت‌ ارتفاع‌ زياد موجب‌ بارندگي‌هاي‌ فراوان‌ در استان ‌گيلان‌ مي‌شود . تبخير گسترده‌ درياي‌ مازندران‌ ضمن‌ افزايش‌ رطوبت‌ هوا در تابستان‌ و كاهش‌ آن‌ در زمستان ‌، مي‌انجامد . از اين‌ رو ، يخ‌ بندان‌ زمستاني‌ در نواحي‌ كناره‌اي‌ دريا بسيار كم‌ گزارش‌ شده‌ است ‌. ميزان‌ بارندگي‌ در استان‌ گيلان‌ به‌ بادهاي‌ مرطوبي‌ بستگي‌ دارد كه‌ در زمستان‌ از شمال‌ غرب‌ در بهار از شرق‌ و در تابستان‌ و پاييز از غرب‌ مي‌وزند . اين‌ بادها ، هواي‌ مرطوب‌ دريا را به‌ سوي‌ جلگه‌ گيلان‌ مي‌رانند و موجب‌ بارندگي‌هاي‌ فراوان‌ و طولاني‌ مي‌شوند . در سال‌ 1375 ، ميزان‌ بارندگي‌ در رشت‌ ۴/1015 ميليمتر و تعداد روزهاي‌ يخبندان‌ سالانه‌ آن ‌20 روز و روزهاي‌ باراني‌ آن‌ 156 روز گزارش‌ شده‌ است ‌. متوسط‌ حداقل‌ دماي‌ رشت‌ 3/۶ درجه‌ سانتي‌گراد و متوسط‌ حداكثر دماي‌ آن‌ 9/20 درجه‌ ثبت‌ شده‌ است ‌.

استان همدان

استان همدان

استان همدان یکی از استان‌های ایران است . مرکز این استان ، شهر باستانی و کهن همدان است که هرودوت بنای آن را در سدهٔ هشتم پیش از میلاد در دوران مادها به‌دست دیاکو ذکر کرده ‌است . مادها این شهر را هگمتانه نامیدند و همدان صورت جدید هگمتانه ‌است . استان همدان از لحاظ جمعیت ، چهاردهمین و از لحاظ مساحت ، بیست و سومین استان کشور محسوب می‌گردد . جمعیت آن بر پایه سرشماری سال 1390 بالغ بر ١٧۵٨٢۶٨ نفر بوده است . بزرگترین شهرهای این استان عبارتند از : همدان ، نهاوند ، ملایر . استان همدان با 19٬493 کیلومتر مربع وسعت ، از سمت شمال به استان‌های زنجان و قزوین ، از سمت جنوب به استان لرستان ، از سمت شرق به استان مرکزی و از سمت غرب به استان‌های کردستان و کرمانشاه محدود شده ‌است . این استان بین مدارهای 33 درجه و 59 دقیقه تا 35 درجه و 48 دقیقهٔ عرض شمالی از خط استوا و 47 درجه و 34 دقیقه تا 49 درجه و 36 دقیقهٔ طول شرقی از نصف‌النهار گرینویچ قرار گرفته و شامل 9 شهرستان ، 25 بخش ، 27 شهر ، 73 دهستان و 1120 روستا است .مرکز استان همدان شهر همدان است و دارای شهرستانهای زیر می باشد : اسدآباد ، بهار ، تویسرکان ، رزن ، فامنین ، کبودرآهنگ ، ملایر ، نهاوند ، همدان . استان همدان در سال 1352 از استان کرمانشاه جدا و به استان تبدیل شد . زبان اکثریت مردم استان همدان فارسی است و زبان مرکز استان و زبان مرتبط استان نیز فارسی میباشد . اما بعلت همجواری با استان های لرستان ، کردستان و زنجان دارای گویشورانی از زبان های لری ، کردی و ترکی نیز می باشد . در استان همدان زبان‌ها و گویش‌های گوناگونی رایج است که فارسی ، ترکی ، لری و لکی و کردی از مهم‌ترین آن‌ها به ‌شمار می‌روند . فارسی‌ زبانان بیشتر ساکنان مرکز استان (شهر همدان) را تشکیل می‌دهند و از قدیمی‌ترین مردم این منطقه محسوب می‌شوند که از دوران مادها در این سرزمین اسکان یافته‌اند . در شمال ، غرب و شرق استان (562 روستا) به زبان ترکی ، در مرکز استان (شهر همدان) بیشتر به زبان فارسی ، در جنوب استان (2۵۵ روستا) به زبان‌های لری و لکی و در غرب و شمال غرب استان (159 روستا) به زبان کردی تلکم می‌شود .بر پایه نظرسنجی که در سال 1389 به سفارش شورای فرهنگ عمومی کشور تهیه شد که نمونه‌های این پزوهش در کل کشور از میان ساکنان 288 شهر و حدود 1400 روستای سراسر کشور انتخاب گردیدند ، درصد اقوامی که در این نظر سنجی نمونه گیری شد در استان همدان به قرار زیر بود : 24٫3 فارس (23٫۴% مرد، 2۵٫۴% زن) ، 58٫9 ترک (۶1٫2% مرد، ۵۶٫۶% زن) ، 10٫3 کرد (10٫1% مرد، 10٫۶% زن) ، ۰٫3 عرب (۰٫۵% زن) ، ۰٫۳ بلوچ (۰٫۵% زن) ، ۵٫۴ لُر (۴٫8% مرد، ۵٫8% زن) ، ۰٫3 سایر و ۰٫3 بدون ‌جواب بودند .

استان خراسان شمالی

استان خراسان شمالی

استان خراسان شمالى 28434 كيلومتر مربع مساحت دارد . آشخانه ، اسفراين ، بجنورد ، جاجرم ، شيروان و فاروج مجموع شهرستانهاى اين استان هستند . مركز استان خراسان شمالى ، شهرستان بجنورد است . استان خراسان شمالى از نظر موقعيت طبيعى به دو بخش شمالى و جنوبى تقسيم ميشود . بخش شمالى كوهستانى است كه در نواحى پست آن ، دشتهاى حاصلخيزى ايجاد شده و شرايط مناسبى براى توسعه كشاورزى و دامدارى فراهم آمده است . بخش جنوبى آن از دشتها و تپه هاى كم ارتفاع تشكيل شده كه با فقر پوشش گياهى مواجه است . استان خراسان شمالى در سال 1375 ، حدود 700000 نفر جمعيت داشته است . از اين تعداد حدود 56 درصد در نقاط شهرى و 43 درصد در نقاط روستايى سكونت داشته و بقيه غير ساكن يا عشاير بوده اند . استان خراسان شمالى ، كه در گذشته بخشى از خراسان بزرگ بود ، همواره عرصه دايمى ظهور و سقوط قدرتها و حكومتها در تاريخ گذشته ايران بوده است . در اين سرزمين پهناور اقوام و حكومتهاى ترك و تازى و تاتار ، غز و قجر و قبچان ، مغول ، تركمن و افغان حوادثى بى شمار آفريده اند . جغرافيدانان قديم ، سرزمين ايران بزرگ (ايرانشهر) را به هشت اقليم تقسيم كرده بودند كه خراسان بزرگترين و آبادترين اقليم آن بوده است . اين استان در زمان ساسانيان بوسيله يك اسپهبد اداره ميشد كه به او «پادگوسبان» ميگفتند و چهار تن مرزبان تحت فرمان وى بودند كه هر كدام يكى از چهار قسمت خراسان آن روز را اداره ميكردند . خراسان در دوران اسلامى به چهار قسمت تقسيم ميشد كه هر قسمت آن بنام يكى از چهار شهر بزرگ نيشابور ، مرو ، هرات و بلخ ناميده ميشد . در سال 31 ه.ق اعراب روانه خراسان شدند و طى همين دوره ساكنين خراسان به دين اسلام گرويدند . سرزمين خراسان تا سال 205ه.ق در تصرف خاندان بني عباس بود . ولى در سال 283 ه.ق سال 283ه.ق بدست طاهريان ، استقلال يافت و در سال 287 ه.ق جزو قلمرو سامانيان گرديد . در سال 384 ه.ق سلطان محمود غزنوى خراسان را متصرف شد و در سال 429 ه.ق طغرل اول سلجوقى نيشابور را تصرف كرد . سلطان محمود غزنوى چندين بار با سلجوقيان جنگيد و تركان غزنوى ، سلطان سنجر سلجوقى را به سختى شكست دادند . در سال 552 خراسان به تصرف خوارزمشاهيان درآمد و در قرن هفتم هجرى قمرى بر اثر حملات مغولها ، اين سرزمين ضميمه متصرفات ايلخانان مغول گرديد . در قرن هشتم هجرى ، سربداران پرچم استقلال را در سبزوار برافراشتند و در سال 873 ه.ق خراسان به تصرف امير تيمور گوركانى درآمد و شهر هرات نيز پايتخت اعلام شد . در سال 913 ه.ق خراسان به تصرف ازبكان درآمد . پس از مرگ نادرشاه افشار (1160 ه.ق) ، خراسان به تصرف افاغنه درآمد و در دوران قاجاريه با دخالت و حمايت استعمار انگليس از افاغنه به منظور حفظ سرحدات هندوستان ، سرانجام عهدنامه پاريس (1273 ه.ق) منعقد گرديد و ايران متعهد گرديد كه در امور داخلى افغانستان دخالتى نداشته باشد و در همين دوره خراسان به دو قسمت تقسيم شد : قسمت شرقى در افغانستان تحت الحمايه انگليس شد و قسمت غربى در تصرف ايران باقى ماند . به عبارت ديگر ، پرجمعيت ترين نواحى خراسان از ايران جدا شد . استان خراسان شمالى امروز از نظر جاذبه هاى طبيعى يكى از مناطق ديدنى ايران است . درياچه هاى كوچك چشمه هاى طبيعى و آب معدنى ، تفرجگاهها ، مناطق حفاظت شده ، ارتفاعات و قله ها و ... از جاذبه هاى اين منطقه به شمار مي روند . استان خراسان شمالى در ناحيه معتدل شمالى قرار گرفته و بطور كلى آب و هوايى متغير دارد . دماى هواى استان از سمت شمال به سمت جنوب افزايش مي يابد ، ولى از ميزان بارش سالانه آن كاسته ميشود . نواحى مرتفع استان آب و هواى سرد كوهستانى دارند . برخى مناطق بجنورد ، شيروان و نواحى جنوب آلاداغ و قسمتهايى از شهرستانهاى اسفراين و جاجرم داراى آب و هواى معتدل است .

استان مرکزی

استان مرکزی

استان‌ مركزي با 29530 كيلومتر مربع‌ مساحت ‌، حدود 82/1 درصد از مساحت‌ كل‌ كشور را در برگرفته‌ است ‌. شهرستان‌هاي‌ استان‌ عبارتند از : آشتيان ‌، اراك ‌، تفرش ‌، خمين ‌، دليجان ‌، ساوه ‌، سربند و محلات ‌. شهرستان‌ اراك‌ مركز استان‌ مركزي‌ است ‌. اين‌ استان‌ از شمال‌ به‌ استان‌هاي‌ تهران‌ و قزوين ‌، از غرب‌ به‌ استان‌ همدان ‌، از جنوب‌ به ‌استان‌هاي‌ لرستان‌ و اصفهان‌ و از شرق‌ به‌ استان‌هاي‌ قم‌ و تهران‌ و اصفهان‌ محدود است‌ . استان‌ مركزي‌ در قلمرو شرقي‌ تقاطع‌ دو رشته‌ كوه‌ البرز و زاگرس‌ واقع‌ شده‌ است ‌. ناهمواريهاي‌ اين‌ استان‌ را قسمت‌هايي‌ از كوه‌هاي‌ مركزي‌ و پيشكوه‌هاي‌ داخلي‌ زاگرس‌ تشكيل‌ مي‌دهد . پست‌ترين‌ نقطه‌ استان‌ دشت ‌جنوب‌ ساوه‌ با 1200 متر ارتفاع‌ و بلندترين‌ نقطه‌ آن‌ قلّه‌ شهباز با 2288 متر ارتفاع‌ در رشته‌ كوه‌هاي‌ راسوند مي‌باشد . اين‌ استان‌ در سال‌ 1375 ، حدود 1228800 نفر جمعيت‌ داشت‌ كه‌ از اين‌ تعداد 1/57 درصد در نقاط ‌شهري‌ و 9/42 درصد در نقاط‌ روستايي‌ سكونت‌ داشته‌اند . باستناد منابع‌ تاريخي ‌، استان‌ مركزي در هزاره‌ اول‌ قبل‌ از ميلاد جزو ايالات‌ ماد بزرگ‌ بود كه ‌بتمام‌ قسمت‌ مركزي‌ و غربي‌ ايران‌ را در بر مي‌گرفته‌ و از كانون‌هاي‌ قديم‌ استقرارهاي‌ انساني‌ در فلات‌ ايران‌ به‌ شمار مي‌رود . در زمان‌ سلوكيان‌ اين‌ منطقه ‌، مخصوصاً قسمت‌ شمالي‌ آن‌ (دهستان‌ خورهه‌) مورد توجه‌ حكام‌ يوناني‌ قرار گرفت ‌. در زمان‌ خسرو پرويز - پادشاه‌ ساساني ‌- ايران‌ به‌ چهار بخش‌ به‌ نام‌هاي‌ باختر (شمال‌) ، خورآبان ‌(مشرق‌) ، نيمروز (جنوب‌) و خوربران‌ (مغرب‌) تقسيم‌ مي‌شد . استان‌ مركزي‌ در قلمرو خوربران‌ قرار داشت ‌. در قرون‌ اوليه‌ اسلامي‌ اين‌ منطقه‌ به‌ نام‌ ايالت‌ جبال‌ يا قهستان‌ تغيير نام‌ داد . اين‌ منطقه‌ در قرن‌ دوم‌ هجري‌ قمري ‌همراه‌ با همدان‌ ، ري‌ و اصفهان‌ به‌ نام‌ عراق‌ عجم‌ معروف‌ شد . در آغاز قرن‌ چهارم‌ هجري‌ قمري ‌، خورهه‌ به‌ عنوان‌ يكي‌ از شهرهاي‌ معروف‌ ايالت‌ جبال‌ بود . در اواخر همين‌ قرن‌ تفرش‌ به‌ عنوان‌ كانون‌ درجه‌ اول‌ شهري‌ و محلات ‌، خورهه‌ و خمين‌ به‌ عنوان‌ كانون‌هاي‌ مبادله‌ درجه‌ دوم‌ مطرح‌ بودند . شهرهاي‌ مذكور در دوره‌ صفوي‌ نيز آباد و فعال‌ بودند . در دوره‌ قاجار هسته‌ مركزي‌ اراك‌ فعلي‌ روي‌ به‌ آباداني‌ نهاد . در چند دهه‌ اخير با توسعه‌ راه‌آهن‌ و احداث‌ كارخانجات‌ متعدد ، به‌ مرور چهره‌ اين‌ منطقه‌ عوض‌ شد و بعد از تقسيمات‌ جديد كشوري‌ و ايجاد استان‌ تهران‌ و مركزي‌ ، اين‌ استان‌ به‌ مركزيت‌ اراك‌ به‌ وجود آمد . استان‌ مركزي‌ به‌ لحاظ‌ فرهنگي‌ و مذهبي‌ يكي‌ از كانون‌هاي‌ اصلي‌ تربيت‌ و پرورش‌ انديشمندان ‌، شعرا ، عرفا ، سياستمداران‌ و بزرگان‌ مذهب‌ شيعه‌ است ‌. از مشاهير ادبي‌ و فرهنگي‌ اين‌ سرزمين‌ مي‌توان‌ به‌ فخرالدين‌ عراقي ‌، اديب‌ الممالك‌ فراهاني ‌، ميرزا ابوالقاسم‌ قائم‌ مقام‌ ، عباس‌ اقبال‌ آشتياني‌ ، ميرزا تقي‌ خان‌ اميركبير ، قائم‌ مقام ‌فراهاني‌ ، پرفسور محمود حسابي‌ ، حضرت‌ آيت‌ الله‌ العظمي‌ امام‌ خميني‌ (ره‌) ، حضرت‌ آيت‌ الله‌ العظمي‌ اراكي ‌(ره‌) ، حضرت‌ آيت‌ الله‌ آقا نورالدين‌ حسيني‌ (ره‌) ، ملا احمد نراقي‌ (ره‌) ، ملا مهدي‌ نراقي‌ (ره‌) ، حضرت‌ آيت‌ الله‌ حاج‌ آقا محسن‌ عراقي‌ (ره‌) و بسياري‌ از علماي‌ طراز اول ‌، مورخين ‌، سياستمداران ‌، شعرا ، عرفا و انديشمندان‌ اشاره‌ كرد . استان‌ مركزي داراي‌ آب‌ و هواي‌ نيمه‌ بياباني ‌، معتدل‌ كوهستاني‌ و سرد كوهستاني‌ است ‌. اين‌ استان‌ تحت ‌تأثير جريان‌ فشار زياد آسياي‌ مركزي‌ ، برف‌ و سرماي‌ زياد ، جريان‌ فشارهاي‌ اقيانوس‌ هند همراه‌ با طوفان‌هاي ‌گرد و خاك ‌، جريان‌ اقيانوس‌ اطلس‌ و درياي‌ مديترانه‌ همراه‌ با رطوبت‌ و باران‌ قرار دارد . به‌ علت‌ تنوع‌ آب‌ و هوايي‌ ، ميزان‌ رطوبت‌ هوا و باران‌ نيز در شهرستان‌هاي‌ استان‌ متفاوت‌ است ‌. ريزش‌هاي‌ جوي‌ در مناطق‌ كوهستاني ‌، اغلب‌ به‌ صورت‌ برف‌ و در مناطق‌ كم‌ ارتفاع‌ بيشتر به‌ صورت‌ باران‌ ظاهر مي‌شود . شمال‌ استان‌ در ناحيه‌ سربند جزو كم‌ باران‌ترين‌ نواحي‌ و ارتفاعات‌ شازند در جنوب‌ غرب ‌، از پر باران‌ترين‌ مناطق ‌استان‌ بشمار مي‌آيند . استان‌ مركزي‌ از ارديبهشت‌ تا شهريور دماي‌ مناسبي‌ براي‌ سفر و جهانگردي‌ دارد .

استان خوزستان

استان خوزستان

استان‌ خوزستان‌ با مساحتي‌ بالغ‌ بر 64664 كيلومتر مربع‌ در جنوب‌ غربي‌ ايران‌ واقع‌ شده‌ است ‌. براساس‌ آخرين‌ تقسيمات‌ كشوري‌ در سال‌ 1375 ، شهرستان‌هاي‌ استان‌ خوزستان‌ عبارتند از : آبادان ‌، انديمشك ‌، اهواز ، ايذه‌ ، باغملك‌ ، بندر ماهشهر ، بهبهان ‌، خرمشهر ، دزفول ‌، دشت‌ آزادگان ‌، رامهرمز ، شادگان‌ ، شوش‌ ، شوشتر و مسجد سليمان ‌. استان‌ خوزستان‌ از نظر ناهمواري‌ها به‌ دو قسمت‌ جلگه‌اي‌ و كوهستاني‌ تقسيم‌ مي‌شود . ناحيه‌ جلگه‌اي ‌خوزستان‌ در قسمت‌ جنوب‌ و غرب‌ استان‌ از آبرفتهاي‌ رودهاي‌ كارون ‌، كرخه‌ و جراحي‌ تشكيل‌ شده‌ است ‌. ناحيه ‌كوهستاني‌ خوزستان‌ در قسمت‌ شمال‌ و شرق‌ استان‌ واقع‌ شده‌ و جزء بخش‌ جنوبي‌ رشته‌ كوه‌ زاگرس‌ مي‌باشد . استان‌ خوزستان‌ در سال‌ 1375 ، حدود 3746700 نفر جمعيّت‌ داشت‌ كه‌ از اين‌ تعداد 52/62 درصد در نقاط‌ شهري‌ و 51/36 درصد در نقاط‌ روستايي‌ سكونت‌ داشته‌اند . استان‌ خوزستان‌ يكي‌ از كهن‌ترين‌ كانون‌هاي‌ تمدن‌ بشري‌ است ‌كه‌ قدمت‌ آن‌ در شوش‌ به‌ 6000 سال‌ پيش‌ مي‌رسد .  در هزاره‌ چهارم‌ قبل‌ از ميلاد دولت‌ مقتدر عيلام‌ در شوش‌ پايه‌ گذاري‌ شد و در هزاره‌ اوّل ‌پيش‌ از ميلاد ، توسط‌ آشوريان‌ منقرض‌ گرديد در سال‌ 640 ق‌.م‌ شوش‌ به‌ دست‌ آشوري‌ها تسخير و به‌ دو بخش‌ تقسيم‌ شد . قسمت‌ شمالي‌ يعني‌ "انزان‌" به‌ دست‌ پارس‌ها افتاد كه‌ از مدّت‌ها پيش‌ در اين‌ ناحيه‌ مسكن‌ گزيده‌ بودند و قسمت‌ جنوبي‌ آن‌ به‌ تصرف‌ آشور درآمد . در سال‌ 538 ق‌.م‌ كوروش‌ هخامنشي‌ به‌ بابل‌ لشكر كشيد و سرزمين‌ عيلام‌ را تصرف‌ كرد و شهر شوش‌ را به‌ عنوان‌ يكي‌ از پايتخت‌هاي‌ هخامنشي‌ برگزيد . داريوش‌ در سال‌ 521 ق‌.م‌ شوش‌ را مورد توجه‌ قرار داد و در آن‌ كاخ‌ باشكوهي‌ به‌ نام‌ "هديش‌" احداث‌ كرد . با حمله‌ اسكندر دوران‌ اوج‌ و شكوه‌ سلطنت‌ خيره‌ كننده‌ هخامنشيان‌ به ‌پايان‌ رسيد . پس‌ از اسكندر دولت‌ سلوكي‌ به‌ قدرت‌ رسيد . در سال‌ 187 قبل‌ از ميلاد در اثر ضعف‌ دولت‌ سلوكي ‌، پارس‌ و خوزستان‌ متحد شد و از دولت‌ سلوكي‌ جدا شدند مهرداد اوّل‌ اشكاني‌ (164 - 140 ق‌.م‌) شاه‌ سلوكي‌ را در جنگي‌ شكست‌ داد و شخصي‌ از خاندان‌ اشكاني‌ را به‌ حكومت‌ خوزستان‌ منصوب‌ كرد .  با قدرت‌ گرفتن ‌ساسانيان‌ اين‌ ناحيه‌ به‌ صورت‌ خيره‌ كننده‌اي‌ رو به‌ عمران‌ و آبادي‌ گذاشت ‌. حكومت‌ ساساني‌ بناهاي‌ زيادي‌ در اهواز ، شوشتر و شمال‌ انديمشك‌ ايجاد كرد . پس‌ از شكست‌ ايران‌ بدست‌ عرب‌هاي‌ مسلمان‌ حكومت‌ خوزستان ‌به‌ دست‌ خلفاي‌ اموي‌ و عباسيان‌ افتاد . در اواسط‌ سده‌ سوم‌ ه.ق‌ دولت‌ عباسيان‌ رو به‌ انحطاط‌ گذاشت ‌. يعقوب ‌ليث‌ از سيستان‌ علم‌ استقلال‌ برافراشت‌ و سرانجام‌ در شوش‌ و شوشتر استقرار يافت ‌. در سال‌ 326 ه.ق‌ معزالدوله‌ ديلمي‌ كرمان‌ و خوزستان‌ را تصرف‌ كرد . از سال‌ 443 ه.ق‌ تا سال‌ 845 ه.ق‌ به‌ ترتيب ‌خوارزمشاهيان ‌، خاندان‌ شلمه‌ افشار ، اتابكان‌ فارس ‌، آل‌ مظفر ، آل‌ جلاير ، تيموريان‌ بر تمام‌ يا قسمتي‌ از خوزستان‌ حكومت‌ كردند در سال‌ 845 ه.ق‌ جنبش‌ مذهبي‌ مشعشعيان‌ در اين‌ نواحي‌ شكل‌ گرفت ‌. پادشاهان ‌صفوي‌ چندين‌ بار براي‌ سركوب‌ مشعشعيان‌ و افشار لشكر كشيدند . نادرشاه‌ افشار در سال‌ 1142 ه.ق‌ روانه ‌خوزستان‌ شد .  پس‌ از درگذشت‌ كريم‌خان‌ زند خوزستان‌ دچار هرج‌ و مرج‌ شد . در زمان‌ فتحعلي‌ شاه‌ قاجار خوزستان‌ به‌ دو بخش‌ تقسيم‌ شد پس‌ از جنگ‌ ايران‌ و انگليس‌ در سال‌ 1273 ه.ق‌ تا چهل‌ سال‌ خوزستان‌ آرام‌ بود . در اين‌ زمان‌ عشاير عرب ‌به‌ چند بخش‌ تقسيم‌ شده‌ و هر بخش‌ شيخي‌ جداگانه‌ داشت ‌. طي‌ 80 سال‌ گذشته‌ استان‌ خوزستان‌ - غير از دوران‌ جنگ‌ تحميلي‌ عراق‌ بر ايران‌ - همواره‌ توسعه‌ يافته‌ و امروزه‌ يكي‌ از نواحي‌ استراتژيك‌ ايران‌ به‌ حساب ‌مي‌آيد . استان‌ خوزستان‌ در مناطق‌ كوهستاني‌ و مرتفع‌ تابستان‌هاي‌ معتدل‌ و زمستان‌هاي‌ سرد و در نواحي‌ كوهپايه‌اي‌ آب‌ و هواي‌ نيمه‌ بياباني‌ دارد . در نواحي‌ پست‌ و جلگه‌اي‌ به‌ طرف‌ جنوب‌ و جنوب‌ شرقي ‌خصوصيات‌ آب‌ و هوا از نيمه‌ بياباني‌ به‌ بياباني‌ كناره‌اي‌ تبديل‌ مي‌شود . زمستان‌هاي‌ اين‌ ناحيه ‌، كوتاه‌ و معتدل‌ و تابستان‌هاي‌ آن‌ طولاني‌ و گرم‌ است‌ . خوزستان‌ تحت‌ تأثير سه‌ نوع‌ باد قرار دارد : اوّل ‌، جريان‌ سرد نواحي‌ كوهستاني‌ كه‌ در زمستان‌ به‌ طرف‌ خليج‌فارس‌ مي‌وزد و هواي‌ سردي‌ را همراه‌ مي‌آورد . دوّم ‌، بادهاي‌ ساحلي‌ كه‌ گاهگاهي‌ در تابستان‌ از طرف‌ خليج‌ فارس‌ همراه‌ با رطوبت‌ زياد و گرما به‌ سوي‌ جلگه‌ها مي‌وزد و به‌ باد شرجي‌ معروف‌ است ‌. سوم ‌، بادي‌ است‌ كه‌ از طرف ‌عربستان‌ به‌ نام‌ "سموم‌" مي‌وزد و هميشه‌ مقداري‌ غبار خاك‌ و شن‌ همراه‌ دارد و هنگام‌ عبور از روي‌ خليج‌ فارس‌ رطوبت‌ زيادي‌ را در خود ذخيره‌ مي‌كند .

استان قزوین

استان قزوین

استان‌ قزوين‌ از نظر جغرافيايي ‌، مانند پلي‌ پايتخت‌ كشور را به‌ مناطق‌ شمالي‌ و غربي‌ كشور متصل ‌مي‌كند كه‌ طي‌ نيم ‌قرن‌ اخير به‌ يكي‌ از قطب‌هاي‌ مهم‌ توسعه‌ كشور تبديل‌ شده‌ است ‌. استان‌ قزوين‌ در سال‌ 1375 از استان‌ تهران‌ منفك‌ شد و همراه‌ با شهرستان‌ تاكستان‌ از استان‌ زنجان‌ به‌ عنوان‌ استان‌ قزوين‌ در تقسيمات‌ كشوري‌ جاي‌ گرفت ‌. شهرستان‌ قزوين‌ و تاكستان‌ محدوده‌ سياسي‌ - اداري‌ اين‌ استان‌ را تشكيل‌ مي‌دهند . در سال ‌1375 استان‌ قزوين‌ 968257 نفر جمعيت‌ داشته‌ است ‌. از اين‌ تعداد 11/57 درصد در نقاط‌ شهري‌ و 89/42 درصد در نقاط‌ روستايي‌ سكونت‌ داشته‌اند . نسبت‌ جنسي‌ جمعيت‌ استان‌ برابر 101 است‌ . استان‌ قزوين‌ از نظر موقعيت‌ طبيعي‌ به‌ دو بخش‌ كوهستاني‌ و دشتي‌ تقسيم‌ مي‌شود . منطقه‌ كوهستاني‌ آن‌ در شمال‌ استان‌ قرار دارد و دره‌هاي‌ البرز نيز در دامنه‌هاي‌ جنوبي‌ آن‌ كشيده‌ شده‌اند . آب‌ و هواي‌ استان‌ قزوين‌ در نواحي‌ شمال‌ سرد و در نواحي‌ جنوب‌ معتدل‌ است ‌. و لذا در نواحي ‌شمالي‌ زمستان‌ سرد و پربرف‌ با تابستان‌ معتدل‌ و در نواحي‌ دشتي ‌، زمستان‌ نسبتاً سرد و تابستان‌ گرم‌ دارد . قدمت‌ و سابقه‌ تاريخي‌ منطقه‌ قزوين‌ به‌ دوران‌ حكومت‌ مادها در قرن‌ نهم‌ پيش‌ از ميلاد مي‌رسد . در آن‌ زمان‌ ناحيه‌ قزوين‌ مورد تاخت‌ و تاز اقوام‌ مختلف‌ از جمله‌ ديالمه‌ طبرستان‌ قرار مي‌گرفت ‌. قزوين‌ در اوايل‌ دوران‌ اسلامي‌ محل‌ استقرار نيروهاي‌ فاتح‌ عرب‌ بود و در اوايل‌ دوره‌ صفوي‌ به‌ پايتختي‌ انتخاب‌ شد . در دوره‌ قاجار و معاصر نيز به‌ دليل‌ نزديكي‌ به‌ تهران‌ از كانون‌هاي‌ مهم‌ حكومتي‌ محسوب‌ مي‌شد . شخصيت‌هاي ‌برجسته‌ ادبي‌ و اجتماعي‌ مانند عبيد زاكاني ‌، علامه‌ قزويني ‌، علامه‌ دهخدا و عارف‌ قزويني‌ از شاعران‌ تواناي ‌دوران‌ مشروطيت‌ از اين‌ شهر برخاسته‌اند .

گالری کشورها

Cathedral, central and lateral chapels with fChrysopolitissa churchQalaat al-Mudiq castle, Apamea, SyriaLibrary of Strahov MonasteryChurch of Nosso Senhor Do Rosario Dos PretosWar Ruins of the Cinema at Topside Barracks,
برای اطلاع از آخرین تورها کلیک کنید
item آب و هوا
item نرخ ارز
item ساعت کشور ها
item تبدیل تاریخ